شادی‌های فراموش نشده در شادترین فضای شهر

جایی میانِ خیال و واقعیت

شادی‌های فراموش نشده در شادترین فضای شهر

مهسا رشتی‌پور

آن درِ ورودی آهنی بزرگ و رنگ‌ورو رفته پارک شادی یزد در دهه ۷۰، بی‌شک زیباترین و واقعی‌ترین مرزِ میانِ واقعیت و خیال بود. می‌ایستادی در چهارچوبِ آن و ناگهان سرزمینی پُر از رنگ و نور و صدا و هیجان و خنده جلوی چشمانت نقش می‌بست و همین یک قاب تا زمانی که آنجا بودی، تو را از زمین و زمان جدا می‌کرد. انگار تمامِ سرگرمی‌های شهر یک‌جا جمع شده بود. اما اَمان از زمانِ برگشتن و دل کندن از آن همه شادی و تفریح. به‌محض اینکه یک قدم پایت را از چهارچوبِ در بیرون می‌گذاشتی، خیابانی خلوت، بی‌روح و خاکستری قابِ نگاهت را پرُ می‌کرد و این برای یکی مثلِ من بدترین شکلِ مواجهه با دنیای واقعی بود.

بدون اغراق، دورانِ اوجِ پارک شادی یزد دهه ۷۰ بود، این را دهه شصتی‌ها خوب می‌دانند، زیرا این پارک بیشتر از همه خاطراتِ این نسل را در خود جای داده و تجربه‌های مشترکِ زیادی در ذهن آن‌ها به جا گذاشته است؛ نسلی که خوشی‌های مدرنش بسیار محدود بود.

پارک شادی یزد طی سال‌ها، یک فضای شهری متفاوت و تقریباً تازه و تفرجگاهی برای همه اعضای خانواده بود. رفتن به این پارک اما آدابِ خاصی داشت. مثلِ پارک‌های دیگرِ شهر نبود که هر زمان اراده می‌کردی امکانِ رفتنش باشد؛ معمولاً روال ازاین‌قرار بود که مثلاً سرِ سفره شام یکی از بچه‌ها با کلی مقدمه‌چینی و با بغض و اندوهی ساختگی در پسِ صدایش، درخواست رفتن به آن را مطرح می‌کرد، اکثر مواقع هم با مخالفت روبرو می‌شد و در صورت موافقت، بچه‌ها باید تا زمانِ هماهنگی دو سه خانواده با هم دندان روی جگر می‌گذاشتند. یعنی مثلاً این هفته که بحثِ رفتن به پارک شادی به میان می‌آمد، تقریباً باید روی دوهفته بعد حساب می‌کردند. آن سال‌ها به معنای امروزی تفریحی وجود نداشت، همه چیز ساده بود، همان دورانِ رونقِ چینی‌های گل سرخی، استکان‌های کمرباریک، نوشابه‌ها و شیرهای شیشه‌ای، توپ‌های پلاستیکی چندلایه و نوار کاست‌های مانده در ضبط‌های دو لبه و سیزده به درهای که به هر طریقی باید بیرون از خانه برگزار می‌شد. سال‌هایی که بعضی از آخرِ هفته‌ها مردم به دلِ طبیعت می‌زدند و برای بچه‌ها هم با یک طناب، تابی به درخت می‌بستند و تا غروب همه کیف می‌کردند و این‌گونه هفته‌شان پُرانرژی آغاز می‌شد. پارک شادی اما حسابش فرق داشت؛ البته بیشتر برای بچه‌ها، آن هم به‌خاطر نوعِ تفریحاتِ فانتزی‌اش.

برای مطالعه ادامه این مطلب ، شماره ۱۷۹ هفته نامه پرگار را از لینک زیر دانلود کنید:

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید
نظرات و دیدگاه ها
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.