فرصتی برای ترمیم اعتماد

عاطفه ابراهیمی | بحران اعتماد، این همه‌ی آن چیزی است که این روزها دچارش هستیم. ماه ها از زمان اعلام رسمی شیوع کرونا در ایران می گذرد اما از همان آغاز هم، سایه سنگین بی اعتمادی وجود داشت. تردید داشتن به زمان تشخیص نخستین ابتلا و شک به آمارهای رسمی درباره مبتلایان و قربانیان کرونا از همان روزهای نخست نقل محافل خانوادگی و بیش از همه صفحات اجتماعی بود و هست. داستان تا آنجا پیش رفت که مردم به خبر ابتلای فلان مسئولی به کرونا نیز به دیده ی تردید می نگریستند. آشفتگی در تصمیم گیری های مسئولان و تصمیم های ضد و نقیض نیز به این مسئله دامن زد.
در بحران اپیدمی کرونا، در حالی که بسیاری از کشورها با برنامه ریزی و هماهنگی بین مسئولان و مردم به مقابله با این ویروس پرداختند اما ایران در سایه بی اعتمادی، همچنین عدم اجرای درست و کامل تصمیم ها، مقابله با این بیماری با مشکلات متعددی روبرو بوده است.
آنچه در فضای مجازی رخ داد نیز این بی اعتمادی را به یک غول تبدیل کرد. باید پذیرفت فضای مجازی به عنوان نهادی بی پروا و بدون نظارت، سردمدار اطلاع رسانی است. هر آنچه از این فضا به عنوان خبر پخش شود چه درست و چه اشتباه، بالاخره عده ای را با خود همراه می کند. از طرفی صدا و سیما به عنوان بزرگترین رسانه جمعی کشور نتوانسته و شاید نخواسته این حس بی اعتمادی مردم به مسئولان را کم رنگ تر کند.
وقتی رسانه هایی چون صدا و سیما و روزنامه ها مرجعیت خود در زمینه اطلاع رسانی را از دست بدهند، فضای مجازی با سیل اطلاعات درست و نادرست خود که گاهی تشخیص صحت آن نیز بسیار دشوار است، ذهن مردم را احاطه می کند. مشکل دیگر اظهار نظرهای غیر علمی و اقدامات برخی نهادها و چهره های هنری و مذهبی است که هر کدام به سبکی برای مواجهه با بحران کرونا اظهار نظر کرده و نسخه پیچیدند از انکار آن تا برجسته کردن طب سنتی و از آن طرف زیر سوال بردن مسئولان.
بی شک این بی اعتمادی یک باره رخ نداده بلکه دلایل سلسله وار تاریخی سبب این بی اعتمادی شده است. آنچه واضح است اینکه مسئولان نیز متوجه این بی اعتمادی هستند اما آیا توانستند از فرصت پیش آمده استفاده کنند؟
با توجه به مرموز و ناشناخته بودن این ویروس، ساخت واکسن اتفاق مبارکی بود. در حالی که گسترش این بیماری، روزانه جان عده زیادی از مردم دنیا را می گیرد و بسیاری از کسب و کارها را به ورطه نابودی کشانده، خبر تولید واکسن، نور امید را در دل همه زنده کرد.
با توجه به نقشی که کرونا در زندگی همه ایفا کرد، واکسن می توانست فرصت مناسبی برای اعتماد سازی دوباره باشد. هر چند در حالی که تنها کشورهای پیشرفته دنیا واکسیناسیون سراسری خود را آغاز کردند و هنوز بسیاری از کشورها یا واکسناسیون آغاز نشده و یا درصد محدودی از شهروندان (محدود به کادر درمان و …) واکسینه شدند اما التهابات فضای مجازی، فضا را به گونه ای جلوه می دهد که تمام دنیا در برابر این ویروس کرونا شدند و فقط ایران در این میان هنوز با کرونا درگیر است.
موج جدید کرونا در کشورهایی اروپایی نظیر آلمان و فرانسه نیز رکورد های جدید از ابتلا به جای گذاشته اما عدم شفافیت مسئولان در ایران و از طرفی جوسازی ها، فضا را به گونه ای هدایت کرده که تصور می شود ایران تنها کشوری است که با کرونا درگیر است.
در شرایطی که ورود واکسن آمریکایی و انگلیس به کشور منع شده است، صحبت های جهت دار چند نفر از اعضای ستاد ملی مقابله با کرونا در خصوص واکسن روسی و چینی آخرین ضربه به اعتماد ملی بوده است.
در این میان صحبت های کنایه آمیز درباره اینکه اگر بخش خصوصی می تواند واکسن وارد کند (در صورتی که چنین چیزی امکان ندارد و واکسن فقط به دولت ها فروخته می شود) ناخودآگاه به همان بحث پولی شدن واکسن دامن می زند و برخی از مسئولان به جای توضیحات منطقی در این باره و آگاه ساختن مردم، بازی بچه گانه «کی جنجالی تر توئیت می کند» را به راه انداخته اند.
چگونه است که در سایر کشورها مسئولان رده بالای کشور نخستین افرادی بودند که برای جلب اعتماد مردم واکسن زدند اما در ایران کسی این موضوع را بر نمی تابد؟ نگاهی به اتفاقات همین چند سال اخیر نشان می دهد مردم خسته از هر وعده وعیدی به اخبار، آمار و اطلاعات و کارهای مسئولان اعتقاد و اعتمادی ندارند و این عدم اعتماد به تمام لایه های زندگی شان نفوذ کرده است.
کرونا اما داستان دیگری دارد یک بیماری همه گیر که مستقیما با جان انسان ها سر و کار دارد. دیگر زمان این فرارسیده که ستاد ملی مقابله با کرونا با شفافیت در خصوص فرایند واکسن سازی و روند واردات واکسن با مردم گفتگو و از فرصت به دست آمده برای ایجاد اتحاد و همدلی در بین مردم استفاده کند.
اعتماد عمومی سرمایه اجتماعی هر کشوری است. سست شدن پایه های اعتماد و سرانجام فروریختن آن به معنای یک فاجعه تمام عیار برای سرنوشت یک کشور است. کم رنگ شدن اعتماد و همراه نشدن افکار عمومی با حاکمیت، مسئولان را برای مواجهه با بحران ها دچار مشکل خواهد کرد. باید پذیرفت میان روش و مسلک مسئولان و بدنه ی اجتماعی شکافی قابل رویت وجود دارد.
ترمیم اعتماد عمومی اگر چه کار ساده ای نیست اما شدنی است. نمی توان نقش شهروندان در بازسازی این اعتماد با پذیرش شرایط، منتشر نکردن اخبار جعلی و ندادن انرژی منفی به یکدیگر را نادیده گرفت. نهادهای حاکمیتی نیز باید این کنشگری اجتماعی را تسهیل کنند، شاید اگر مردم منصفانه تر به مسائل نگاه کنند، طرف مقابل نیز شفافیت و کارامدی را به تصمیم هایشان اضافه کنند، فعالان اجتماعی، سمن ها و نهادهای مدنی نیز مانند حلقه ی اتصال، این دو گروه را به هم نزدیک کنند، بتوان این اعتماد زخم خورده را به مرور زمان ترمیم کرد. فرصت کمی برای اعتمادسازی با مردم وجود دارد. نکته مهم این گزاره این است که «هنوز فرصت هست». باید قدر دانست و با کمک چهره های کاربلد، رابطه اعتماد دوطرفه ملت – حاکمیت را ترمیم کرد.

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید
نظرات و دیدگاه ها
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.