یادداشت: آرزوی توسعهِ یزد با ابزار کتاب

پرگار|مهدی زمان زاده| مردم یزد، کم کم به دریافت عناوین پرمطمطراق و نیکو، عادتی شده اند. شهرو استانشان صاحب ارثیه ای است که ورای آن عناوینی همچون شهر میراث بشری یونسکو، شهر بادگیرها و … هست. اما این بار یزد، پایتخت کتاب ایران شده است. پایتختی کتاب ایران، یک عنوان فرهنگی استراتژیک برای یک اقلیم جغرافیایی محسوب می شود و این مهم در گذر زمان برای یک منطقه به دست آمده است.
جدا از تبعات مثبت این عنوان در مناسبات جاری استانی، در این مجال، پتانسیل چنین عناوینی را برای توسعه به صورت مختصر می کاویم.
گفته می‌شود مهمترین مشکل امروز جامعه، بحران‌های اقتصادی و اثرات اجتماعی ناشی از آن است. سوال مهم این است که آیا کتاب و به معنی عام‌تر، فرهنگ، می‌تواند ابزار کاربردی در توسعه اقتصادی، اجتماعی استان یزد باشد؟
اندیشمندان بزرگی بارها رابطه تنگاتنگ بین اقتصاد و فرهنگ را بحث کرده و نتیجه به وجود رابطه مستقیم گرفته اند. اگر بخواهیم رابطه فرهنگ و اقتصاد را به شکل دیگری بیان کنیم شاید بتوان گفت، رفتارهای پایدار انسانی حاصل و متأثر از فرهنگ است. فعالیتهای اقتصادی از جمله رفتارهای اقتصادی انسان است و در نتیجه جزیی از مجموعه رفتارهای انسانی به شمار می آید که این رفتارها، خود، نوعی کنش فرهنگی تلقی می شوند.
رفتارهای اقتصادی (غیر از رفتارهای ناپایدار واستدلالی) مبتنی بر فرهنگ است و رفتارهای پایدار خاص، نتیجه فرهنگ خاص است. بنابراین رفتارهای پایدار خاص اقتصادی نتیجه فرهنگی خاصی است.
برای درک بهتر این جملات، نگاهی به یک واقعیت جاری می کنیم. بارها شنیده اید که امضای تاجر یزدی در بازار، قابل احترام و اعتماد است در حالی که چنین اعتبار و احترامی برای شهروندان برخی دیگر از شهرها در کشور، وجود ندارد.
این اعتماد اقتصادی از کجا نشات گرفته است؟ آیا می توان این اعتماد را با کمک فرهنگ توسعه داد و چالش های اقتصادی را کمرنگ کرد؟
پاسخ این سوال، هدف این یادداشت است. بی شک معترفید که نوع رفتار تجار یزدی در بازار از جمله وفای به عهد، صداقت، امانت، تلاش برای کسب حلال، عدم غش در معامله و …. در طول سالیان متمادی باعث شده تاجر یزدی در نظر دیگران، تاجرین قابل اعتماد تلقی شوند. همه این خصیصه‌ها از مجموعه رفتارهای گروهی تجار حاصل شده است. یعنی همان فرهنگ حاکم بر یزد و خانواده های یزدی باعث شده، تاجرین یزدی هم دروغگو نباشند، به چک، سفته و پته خود، وفادار بمانند. ماحصل این فرهنگ در طول قرون متمادی منجر به این جمله شده که امضای تاجر یزدی، اعتبار دارد. پس درک اینکه فرهنگ چقدر می تواند در اقتصاد تاثیرگذار باشد، کار سختی نیست. برای درک بهتر، پیشینه فرهنگ کار یزدی‌ها، قناعت و دینداری و … را بحث کنید.
اما نگاهی به وضعیت امروز استان نشان می دهد، متاسفانه در پایان دو دهه توسعه صنعتی، تبعات اجتماعی سنگینی، یقه جامعه را گرفته است.
باید گفت تصمیم گیران دو دهه پیش، هیچگاه فکر نمیکردند چه بر سر یزد می آوردند چراکه آنها پیوست فرهنگی و اجتماعی ایده هایشان را واکاوی نکرده بودند.
هرچند که باید شکرگذار تصمیمات آنها باشیم چون اینک یزد یکی از مناطق شبه توسعه یافته بوده و خوبیهای فراوانی دارد اما نیمه خالی لیوانش، امروز آزار دهنده است.
پیشینیان در یزد با فرهنگ‌سازی و تبدیل یک سری اصول به خصوصیات رفتار گروهی مردم، اعتبار امروز اقتصاد را برای یزدیها به ارمغان آورده اند. یعنی از راه فرهنگ توانستند توسعه اقتصادی ایجاد کنند که به شدت پایدار بوده است. اما سیاستگذاران امروز جامعه، می کوشند از اقتصاد به فرهنگ برسند که به نظر می رسد راه پرریسکی باشد.
به نظر می رسد اگر قرار است برای آینده یزد، فکری شود این ایده و فکر مبتنی بر توسعه فرهنگی باشد یعنی زیرساختهای فرهنگی و رفتاری را بهبود دهیم تا بتوانیم توسعه اقتصادی مناسب و سالمی ایجاد کنیم. این بخش کار به فرهنگ پژوهان برمیگردد.
یزد امروز القاب جهانی دارد. شهر میراث بشری در سازمان جهانی یونسکو، اعتبار بین المللی برای ایران و یزد به ارمغان آورده است اما متاسفانه، مسئولان یزد فراموش کرده اند «چه» دارند.
رفتارهای مدیران یزدی به آن فردی شباهت دارد که چتر نجاتش را به کمر بسته بود اما بلد نبود چگونه از آن استفاده کند و به سرعت به سمت زمین، سقوط می کرد. مدیران یزدی نمیدانند چگونه با عنوان شهر میراث بشری یونسکو، اقتصاد را بچرخانند. در عین حال هرروز پشت تریبون ها از وضعیت اقتصادی و اشتغال ناله می کنند. البته حق دارند چون بعضا از تهران و کرج، آن طرف‌تر نرفته‌اند.
استامبول شهر دیگری از لیست شهرهای میراث جهانی است با این عنوان سالانه میلیاردها دلار از طریق توریست‌ها درآمد دارد. ترک‌ها، سرمایه گذاری کرده اند، هتل ساخته اند، پارک‌های تفریحی ساخته اند، موزه ها، رخدادهای بین المللی همیشه چراغش روشن است. برای مزایای طبیعت منطقه شان، ایده کاوری کرده اند. تبلیغات مناسب کرده اند و حالا توریست‌ها، علاقه دارند در استامبول اقامت کنند. بی شک می‌توان مشکل اشتغال و … را با گردشگری تا حدود بسیار زیادی حل کرد.
مسئله آن است که شرایط کشور به گونه ای است که مدیران بالادستی حوصله و بعضا توان پرداختن به این مسائل را ندارند. با این روند موجود به نظر تا ابدالدهر باید فقط حرف بزنیم.

 

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید
نظرات و دیدگاه ها
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد